شیطون مامان اینروزاخوابش کم شده وفقط توخونه کیلومترهاراه میره وریخت وپاش میکنه.روزی هفت هشت بارم تواتاقش زلزله8ریشتری میادهمین که میام جمع کنم میادکمک میده وقتی که اتاقش جمع میشه میام بیرون ازپشت سرم دوباره میریزه بهم

امروزوقتی میخواستم لباس بندازم روبندتمام لباساروازتوسبددرآورده بهم داده بعدشم که تموم شدگفت مامان ایره ایره
نگوکه منظورش گیرلباسی بوده
دیشبم رفتیم عروسی دخترخاله بابایی(حدیثه جون)فقط ازاول تاآخرش میگفت توپله های ورودی تالاروایسین تامن ازپله هابرم پایین وبیام بالا
چی بگم والله که چه بسرماآوردواقعابابچه خیلی سخته که بریم عروسی وخوش بگذره
امروزم یه کتاب قصه آورده بودهی میگفت مامان تتاب تتاب منم شروع کردم براش خوندن چشمتون روزبدنبینه یکساعت ونیم براش کتاب خوندم کتاب هم کم صفحه وکوچولوبودزودی تموم میشدامیرعلی هم ول کن نبودیه پنجاه باری کتاب روبراش خوندم
چندروزپیش هم رفتیم خونه مامانم ایناامیرعلی باخاله ریحانه رفت توکوچه بازی کنه خوردزمین ولبش زخم شدباوجودیکه دردش گرفته بودوازلبشم خون می اومدولی توگریه تندتندهویجشوخوردوتمومش کرد

بازدید : 13 مرتبه | موضوع :
روز27رفتیم درمانگاه که پسرگلم واکسن18ماهگیشوبزنه بعدازقدووزن بردمش اتاق واکسیناسیون.گفتن واکسنهامون تموم شده هرکی زودتربیادگیرش میاد
ماروفرستادن یه درمانگاه دیگه اونجاهم بهمون گفتن بریدسه شنبه بیایدواقعااعصابم خردشده بودانگارصف نونه که هرکی زودتربیادگیرش میاد.باشوهری وامیرعلی رفنیم مرکزبهداشت شکایتشونوکردیم همونجام بخاطرکوتاهی همکاراشون معذرت خواهی کردن وواکسن امیرعلی روهم همونجابهش زدن.شبم پسرگلم تاصبح تب داشت وناله کردالانم که دوروزازش گذشته هی راه میره ومیگه پام پام(یعنی پام دردمیکنه)

یه دندون دیگه هم به دندونای امیرعلی اضافه شدبالاسمت راست بین دندونهای جلویی وآسیابی.مبارکت باشه عزیزم.
اینم عکس امیرعلی وامیرارسلان(پسرخاله لیلام)که مثلادارن باهم بازی میکنن ازنوع خاله خرسه بعضی وقتهاهم دست امیرعلی می اومدبالاومیرفت توچشم امیرارسلان نمیدونم چرا؟؟
اینم عکس جیگرمامانی

بازدید : 22 مرتبه | موضوع :
کلماتی که تا18ماهگی عزیزدل مامان میگه:
بابا-باباجان-باباش
مامان-مامان جان-مامانا
(بابابزرگ-مامان بزرگ)بابابزگ-مامان بزگ![]()
خیار=کیار هویج=آجا دایی=داتی ماشین=آن آن آهنگ=نای نای
کشک=تش ماکارونی=ماکا کیک=تیت کتاب=تتاب
سطل آشغال=آقالی عمه=عم عمو=عام شیر=شی
نی نی=نانا شیرمامانیش=دیتا کفش=پاپا
بیرون=دد جوجه=توتو-جوجو حیوون=آپو حمام=امام
پیتزا=پیزا آب=آبا اسباب بازی=ابازی![]()
چاقو=چابو جارو=جابو دست=دس اینجا=ایجا![]()
پا=پا بادام=بابوم آجی=آجی صابون=صابو
شکست:تتس چی چیه=تی تیه
دایی=داتی
بازدید : 37 مرتبه | موضوع :
صبح زودپاشدم کاراموکردم هي خداخداميکردم اميرعلي هم موقع سال تحويل بيداربشه هي رفتم واومدم وهي نگاش کردم ديدم خيرخواب نازه.تااينکه8دقيقه مونده بودبه سال تحويل ازخواب بيدارشدالبته هنوزم خوابش مي اومدولي تحويلش نگرفتم تاموقع سال سه تايي باهم باشيم.
اينم عکسش باوجودخواب فراوان
اينم چندتاعکسم قبل ازرفتن به عيدديدني گرفتم.

اين عکسهاهم مال آخرشبه که خسته اومديم خونه مثلابخوابيم آقاتازه ياداسباب بازياش افتاده بود.



بازدید : 45 مرتبه | موضوع :
جمعه سه تايي رفتيم جمعه بازارمثلاخريدکنيم همين که رفتيم داخل بازاريه پسري ماهي ميفروخت به شوشوگفتم بريم خريدامونوبکنيم بعدبيايم برااميرعلي ماهي بخريم همين که ازکنارماهي فروشه ردشديم اميرعلي شروع کردبه غرغرکردن وجيغ زدن وميگفت:مامي مامي ماهم برگشتيم که براش ماهي بخريم که صدانکنه ماهم بريم خريد.وقتي ماهي خريديم خواستيم بريم خريدشروع کردجيغ زدن وگفت هان هان يهني بريم توماشين
ماهم ديديم صداش رواعصابه برگشتيم توماشين واومديم خونه
آقاخريدشوکردوبرگشت خونه.
حالاهم روزاکارش اينه که ميادبالامبل وبه مامي نگاه ميکنه


بازدید : 59 مرتبه | موضوع :


بازندگي يه رنگه







