بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
امیرعلی نفس مامان وبابا
توکه ازجون منی همه جونم مال تو.
161
تاريخ : يکشنبه 28 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

اميرعلي جونم واردهجدهمين ماه زندگي خودشدلبخندازخدابراي پسر18ماهه ام عمرمفيدوسلامتي خواستارملبخندانشالله سال جديدسالم وشادباشيقلب




بازدید : 49 مرتبه | موضوع :
160
تاريخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی




بازدید : 71 مرتبه | موضوع :
159
تاريخ : شنبه 20 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

اينم قيافه مهربون اميرعلي جون بعدازخوردن کشک وخرابکاري همه جاچشمک

واقعااينروزاکه کارم زياده فقط به جون حسني دعاميکنم که اينجوري اميرعلي پاي تلويزيون ميخکوب ميکنه.

 

اينم هفت سين امسال که ديروزباکمک اميرعلي درست کردم.ماچماچخداييش خيلي کمک دادماچماچ




بازدید : 79 مرتبه | موضوع :
158
تاريخ : دوشنبه 15 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

جمعه سه تايي رفتيم جمعه بازارمثلاخريدکنيم همين که رفتيم داخل بازاريه پسري ماهي ميفروخت به شوشوگفتم بريم خريدامونوبکنيم بعدبيايم برااميرعلي ماهي بخريم همين که ازکنارماهي فروشه ردشديم اميرعلي شروع کردبه غرغرکردن وجيغ زدن وميگفت:مامي مامي ماهم برگشتيم که براش ماهي بخريم که صدانکنه ماهم بريم خريد.وقتي ماهي خريديم خواستيم بريم خريدشروع کردجيغ زدن وگفت هان هان يهني بريم توماشينناراحتماهم ديديم صداش رواعصابه برگشتيم توماشين واومديم خونهناراحتآقاخريدشوکردوبرگشت خونه.

حالاهم روزاکارش اينه که ميادبالامبل وبه مامي نگاه ميکنهلبخند

 




بازدید : 59 مرتبه | موضوع :
157
تاريخ : يکشنبه 14 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

شبي جاتون خالي بابايي بردمون بيرون برامون پيتزابگيره منواميرعلي توماشين بوديم همين که بابايي جعبه هاروگذاشت توماشين اميرعلي گفت مامان پيتزاتعجبتعجبدوتايي مونده بوديم ازکجايادگرفته شايدجلوش که گفتيم ميخوايم بريم پيتزابخوريم توذهنش مونده.امروزيه کلمه ديگه هم گفت:آينهقلب




بازدید : 67 مرتبه | موضوع :
156
تاريخ : شنبه 13 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

امشب سومين شبيه که بطورکامل(روزوشب)به پسرم شيرنميدم.شب اول چندباربيدارشدوگريه کردگذاشتمش روپام که بخوابه بازم ميگفت ديتا.منم به توصيه دوستان درپرسش وپاسخ ازعطاري صبرزردخريده بودم که خيلي بدبووتلخه.زدم سرسينم همين که اومدنزديک برگشت وشيرنخورد.ديشبم دوبارپاشدنق زدگذاشتمش روپام خوابيدلبخندروزاهم که ميگه ديتالباسموميزنم بالا.سينموميزنه ميگه اخه آقالي يعني بندازيمشون سطل آشغالچشمکخداامشبم بخيربگذرونه.

اميرعليم وقتي ميخوادبشينه روزمين بازي کنه دستشوميزنه روزمين ميگه مامان اينايعني مامان بيااينجا

گل پسرم دست-پا-انگشت-مو-بينيشوميشناسه هرکدوموکه بگم بهم نشون ميده

تاعدد2هم ميشمارهچشمک

چندتاکلمه جديدم ميگه

بادام:بابوم      خيار:کيار        سطل آشغال:آقالي    الله اکبرميگه   کاکايو:کاکا




بازدید : 56 مرتبه | موضوع :
155
تاريخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

امروزپنجمين روزيه که روزهابه پسرم شيرنميدم وفقط شباشيرميخوره ازامشب ديگه شباهم بهش اضافه ميشه تاديگه کامل ازسرش بيفته.اميرعلي جونم تقريباميشه گفت کمتربهونشوميگيره ولي خواب روزش خيلي کم شده چون عادت داشته باشيربخوابه الان ديگه اينقدربايدخسته بشه بعدشم بذارمش روي پام تکونش بدم تابخوابهناراحتصبحاساعت8:30-9که بيدارميشه ديگه نميخوابه تاساعت2:30-3که تقريبايه ساعتي ميخوابه وديگه نميخوابه تاشب ساعت10يا11.انشالله شيرکه ازسرش افتادخوابشم درست بشهلبخند




بازدید : 90 مرتبه | موضوع :
154
تاريخ : يکشنبه 7 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

امروزباتوکل به خداوحمايت هاي همسري وبعدازکلي تحقيق وپرس وجوتصميم گرفتم اميرعلي ازشيربگيرم ديگه خيلي سمج شده باوجوديکه شب سيرش ميکنم بازم تاصبح شيرميخورهناراحتبامشاوره هم که صحبت کردم گفت بهترين موقع براي ازشيرگرفتن بچه ها15تا18ماهگيه.وقتي2ساله بشن بيشترسرشون ميشه به شيرم بيشتروابسته ميشن اونوقت گرفتنش خيلي سخت ترميشه.خلاصه من که عزمموجزم کردم وازامروزشروع کردم صبح ساعت9که بهش شيردادم ديگه بهش ندادم تاالان.(ساعت22:40)ظهروبعدازظهرم کلي نق زدوبهونه گرفت گفت:ديتا ديتا.منم باکلي قصه وآقاگاوه وخانم ببعي خوابوندمش.عصرهم بردمش بيرون پياده روي کردخسته شدخوابيد.تصميم دارم فعلاشيرروزاشوترک بدم بعدهم کم کم شباشوچشمکانشالله که اينمرحله اززندگي روهم به خوبي وخوشي پشت سربذاريمقلب

اميرعلي جونم وقتي که بيرونيم ميايم خونه وايميسه تودروهي ميگه جا جا (جاکفشي)تاکفشاشونذاره توجاکفشي قدم ازقدم برنميداره

اصلااجازه نميده پوست کيک و.. ياکاغذي براي يک ثانيه روزمين بمونه همين که کوچکترين آشغالي ميبينه فوري شيرجه ميزنه روش وميگه آقالي آقالي(سطل آشغال)




بازدید : 94 مرتبه | موضوع :
153
تاريخ : سه شنبه 2 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

اینم قیافه امیرعلی بعدازاینکه دندونم گرفته یاصورتموکندم ناراحت

آخه دیگه این قیافه رومیشه دعواکرد؟؟

دوباره یه دندون دیگه هم درآورده(چهارتادندون آسیابی تقریباتویه هفته)

تواین عکسم یکی ازدندونای آسیابیش پیداست




بازدید : 89 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 صفحه بعد