امیرعلی نفس مامان وبابا

1

پسربدمامانی

امیرعلی مامان خیلی بدشده همش نق میزنه وبهونه میگیره لاغرشده غذاهم درست نمیخوره فکرکنم مال دندوناشه.انشالله آرومتربشه
15 خرداد 1390

باباوماما

امشب من وبابایی وامیرعلی رفتیم پارک.اونجاامیرعلی برای اولین بارباباوماماگفت.خیلی ذوق کردیم باباشم براش یه پیشی خرید. ...
10 خرداد 1390

سلام خاله نازی

خاله جون سلام من دلم برای تووعمورضاتنگ شده کی میای پیشم؟ من هنوزم ازاون سرفه الکی هامیکنم تاهمه بهم توجه کنن.تازگیهاجیغم به سرفه هام اضافه شده.زودتربیاتادوتاازجیغامم برای توبزنم.به عمورضاهم سلام منوبرسون ...
10 خرداد 1390

هنرهای امیرعلی

امیرعلی مامان درحال حاضردوتاازدندوناش یه کوچولوبیرون زده. سرفه هاوجیغهای الکی میزنه تابهش توجه کنیم. توروروکش راه میره. روی زمین میغلته باسرعت نورررررررررررررر هرچی دم دستش باشه میخوره ...
9 خرداد 1390

تاکسی بابایی

امیرعلی جون امروزشکرخداحواله تاکسی بابایی اومدانشالله بزودی زودهم تاکسی باباییو تحویل میگیریم هم به خونه خودمون نقل مکان میکنیم.   ...
9 خرداد 1390

روروک

نزدیکه2ماهه که امیرعلی گلمومیذارمش توروروک.ولی امروزکه امیرمامان 5روزه رفته تو8ماه تونست توروروکش راه بره میره وجیغ میزنه     ...
8 خرداد 1390

تاب امیرعلی

براامیرعلی یه تاب شرتی بستیم تابشودوست داره البته تابوگرفتم که امیرعلی توش بشینه تاب بخوره خودم به کارام بهتربرسم ولی نشد آخه حتمابایدپیشش بشینم همینکه یه کوچولوسرعتش کم میشه صداش میره بالا.ولی اشکال نداره توتاب که میشینه خیلی بامزه میشه       ...
7 خرداد 1390