بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
امیرعلی نفس مامان وبابا
امیرعلی نفس مامان وبابا
توکه ازجون منی همه جونم مال تو.
156
تاريخ : شنبه 13 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

امشب سومين شبيه که بطورکامل(روزوشب)به پسرم شيرنميدم.شب اول چندباربيدارشدوگريه کردگذاشتمش روپام که بخوابه بازم ميگفت ديتا.منم به توصيه دوستان درپرسش وپاسخ ازعطاري صبرزردخريده بودم که خيلي بدبووتلخه.زدم سرسينم همين که اومدنزديک برگشت وشيرنخورد.ديشبم دوبارپاشدنق زدگذاشتمش روپام خوابيدلبخندروزاهم که ميگه ديتالباسموميزنم بالا.سينموميزنه ميگه اخه آقالي يعني بندازيمشون سطل آشغالچشمکخداامشبم بخيربگذرونه.

اميرعليم وقتي ميخوادبشينه روزمين بازي کنه دستشوميزنه روزمين ميگه مامان اينايعني مامان بيااينجا

گل پسرم دست-پا-انگشت-مو-بينيشوميشناسه هرکدوموکه بگم بهم نشون ميده

تاعدد2هم ميشمارهچشمک

چندتاکلمه جديدم ميگه

بادام:بابوم      خيار:کيار        سطل آشغال:آقالي    الله اکبرميگه   کاکايو:کاکا




بازدید : 56 مرتبه | موضوع :
155
تاريخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

امروزپنجمين روزيه که روزهابه پسرم شيرنميدم وفقط شباشيرميخوره ازامشب ديگه شباهم بهش اضافه ميشه تاديگه کامل ازسرش بيفته.اميرعلي جونم تقريباميشه گفت کمتربهونشوميگيره ولي خواب روزش خيلي کم شده چون عادت داشته باشيربخوابه الان ديگه اينقدربايدخسته بشه بعدشم بذارمش روي پام تکونش بدم تابخوابهناراحتصبحاساعت8:30-9که بيدارميشه ديگه نميخوابه تاساعت2:30-3که تقريبايه ساعتي ميخوابه وديگه نميخوابه تاشب ساعت10يا11.انشالله شيرکه ازسرش افتادخوابشم درست بشهلبخند




بازدید : 90 مرتبه | موضوع :
154
تاريخ : يکشنبه 7 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

امروزباتوکل به خداوحمايت هاي همسري وبعدازکلي تحقيق وپرس وجوتصميم گرفتم اميرعلي ازشيربگيرم ديگه خيلي سمج شده باوجوديکه شب سيرش ميکنم بازم تاصبح شيرميخورهناراحتبامشاوره هم که صحبت کردم گفت بهترين موقع براي ازشيرگرفتن بچه ها15تا18ماهگيه.وقتي2ساله بشن بيشترسرشون ميشه به شيرم بيشتروابسته ميشن اونوقت گرفتنش خيلي سخت ترميشه.خلاصه من که عزمموجزم کردم وازامروزشروع کردم صبح ساعت9که بهش شيردادم ديگه بهش ندادم تاالان.(ساعت22:40)ظهروبعدازظهرم کلي نق زدوبهونه گرفت گفت:ديتا ديتا.منم باکلي قصه وآقاگاوه وخانم ببعي خوابوندمش.عصرهم بردمش بيرون پياده روي کردخسته شدخوابيد.تصميم دارم فعلاشيرروزاشوترک بدم بعدهم کم کم شباشوچشمکانشالله که اينمرحله اززندگي روهم به خوبي وخوشي پشت سربذاريمقلب

اميرعلي جونم وقتي که بيرونيم ميايم خونه وايميسه تودروهي ميگه جا جا (جاکفشي)تاکفشاشونذاره توجاکفشي قدم ازقدم برنميداره

اصلااجازه نميده پوست کيک و.. ياکاغذي براي يک ثانيه روزمين بمونه همين که کوچکترين آشغالي ميبينه فوري شيرجه ميزنه روش وميگه آقالي آقالي(سطل آشغال)




بازدید : 94 مرتبه | موضوع :
153
تاريخ : سه شنبه 2 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

اینم قیافه امیرعلی بعدازاینکه دندونم گرفته یاصورتموکندم ناراحت

آخه دیگه این قیافه رومیشه دعواکرد؟؟

دوباره یه دندون دیگه هم درآورده(چهارتادندون آسیابی تقریباتویه هفته)

تواین عکسم یکی ازدندونای آسیابیش پیداست




بازدید : 89 مرتبه | موضوع :
152
تاريخ : يکشنبه 30 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

اميرعلي جونم يه دندون ديگه هم درآوردالان کلا11تادندون خوشگل داره هشت تاجلو(چهارتابالاچهارتاپايين)دوتاآسيابي بالاوپايين سمت راست يه آسيابي هم بالاسمت چپ

روآهنگهاي تندهم تکنوميزنه(ميگيم تکنوبزن تندتندجلووعقب ميکنه)

روشکم باباش ميشينه ميگه پيتو پيتو وميره بالاوپايينخنده




بازدید : 67 مرتبه | موضوع :
151
تاريخ : پنجشنبه 27 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

اميرعلي جونم امروزشانزده ماهگيش تموم شدورفت توهفده ماهگي.انشالله هميشه سالم وخوشحال باشي جيگرکم

 

گل پسرمامان اينروزاخيليييييييي اذيت ميکنه واقعاديگه داره ازديوارم بالاميره همشم باهام لجبازي ميکني مثلاچون بهش گفتم جيغ نزن هي صدام ميزنه وقتي که جوابشوميدم يه جيغ بنفش ميکشه وميخندهعاشق چوب شوره همين که حوصلش سرميره ياميريم خريدميگه مامان چوبا چوبا

اينم عکسهاي امروزش که اون عکس پاييني رفتم توآشپزخانه وبرگشتم ديدم خودش که رفته رومبل هيچي اسباب بازيشم برده وداره ازاون بالاميريزه پايينهردفعه اي هم تلفن پشت سرشوبرميداشت ويه تعريفايي هم ميکردودوباره ميذاشت سرجاش.

خدابه خيرکنه

 




بازدید : 63 مرتبه | موضوع :
150
تاريخ : سه شنبه 25 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

اينم عکسهاي اميرعلي خونه خاله نازي

يه گربه توحياط ديدجاروبرداشت که باجاروگربه روبزنهچشمک

بعدشم که گربه رفت کلي حياط وبراخالش جاروکرد

 




بازدید : 129 مرتبه | موضوع :
149
تاريخ : سه شنبه 25 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

بالاخره اسباب کشيمونم تموم شدوجاگيرشديم ولي خداييش بابچه اسباب کشي خيلي سخته تامي اومدم جمع وجورکنم ياگشنه بودياتشنه بودياخوابش مياومدخلاصه دوهفته دستم به جمع وجورکردن بوداميرعلي جونمم وقتي وسايلوآورده بوديم پاش گيرکردبه قالي لوله شده وباصورت اومدروزمين وازدهنش کلي خون اومدکه کلي ناراحتمون کرد

اميرعلي جونم دوتادندون ازدندوناي آسيابيش دراومديکي ژايين سمت راست ويکي هم بالاسمت چپمبارکت باشه عزيزمامان

يک هفته قبل ازاسباب کشي هم رفتيم تهران خونه خاله نازي کلي خوش گذشت اميرعلي هم يه عالمه براخالش خرابکاري کرداينم عکسش توحياط خونه خاله نازي

عزيزمامان تقريباديگه بيشترکلمه هاروميگه

دورخودش ميچرخه وکله معلق ميزنه بعدشم واميسته وبراي خودش دست ميزنه

خيلي هم لجبازشده دقيقا همون کاريوکه ميگم نکن هزاربارتکرارش ميکنه

خيلي هم مهربونه عسلکم روزهاوسط بازيش ميادبغلم ميکنه يابوسم ميکنه

توی کارهای خونه هم به مامانیش کمک میکنه سفره میندازه-دستمال میکشه و...

باباشم که شباازدرمیادتوتمیرعلی کفشاشوبرمیداره چسبشوبازمیکنه ومیگه بابادد دد

اينم جديدترين عکسش که ديروزازش گرفتم

شب جمعه هم رفتیم عقددخترخاله مریم جونی ماشالله خیلییییییییی خوشگل شده بودانشالله خوشبخت بشن




بازدید : 30 مرتبه | موضوع :
148
تاريخ : جمعه 30 دی 1390 | نویسنده : مامانی

چندروزپیش یه حساب بانکی برای پسرم بازکردم(مسکن جوانان)که بایدماهیانه موجودیشوافزایش بدم.انشالله وقتی بزرگ شدبدردش بخوره




بازدید : 87 مرتبه | موضوع :
147
تاريخ : چهارشنبه 28 دی 1390 | نویسنده : مامانی

امیرعلی گلم بایدمامانیوببخشی که دوربه دوربه وبلاگت سرمیزنم آخه قراره اسباب کشی کنیم دارم جمع وجورمیکنم زیادوقت ندارمچشمک

پسرگلم وارد16ماهگیش شدمبارکت باشه عزیزمقلب

عزیزمامان یک هفته هست که سرماخورده وتب داشت لثه هاشم خیلیییی ورم کرده وقرمزشده فکرکنم میخواددندون درآره ولی کی خدامیدونه چون الان نزدیک دوسه هفته میشه که لثه هاش اینجوریهناراحتانشالله سرماخوردگیشم زودی خوب بشه

امیرعلی دعاکردنم یادگرفته دستای نازوکوچولوشومیبره روبه آسمون وخداروشکرمیکنهماچ




بازدید : 77 مرتبه | موضوع :