بدون عنوان
امیرعلی جونم الان توی آخرین ماه از سال اول زندگیشه![]()
بعدازغذاخوردن دستاشومیبره بالا میگه الهی شکر
همین که لبتاپوروشن میکنم میدوه خودشومیرسونه میگه مامان موتوری بیارمیگم نیست میگه ماشینی بیارمیگم نیست میگه پس سی دی بیار نفس(نصب)کن![]()
هرپرایدی میبینه میگه ماشینه بابابزرگه همه پژوهاهم ماشین باباشه![]()
علاقه زیادی به نقاشی کشیدن داره همش یاداره نقاشی میکشه یاداره بقول خودش مداداشوتلاش(تراش)میکنه![]()
زیادبابچه های دیگه نمیتونه بازی کنه ولی خودش تنهایی چندساعت بازی میکنه![]()
دستشویی رفتنشم هرکاری میکنم خبرنمیکنه هروقتم میبرمش توتوالت بهش میگم جیش کن اصلااونجاکاری نمیکنه ولی همین که ازتوالت میارمش بیرون تواتاقش جیش میکنه![]()
صبحاکه توآشپزخونه کاردارم میادتودرآشپزخانه میشینه میگه مامان برام واویلالیلی بخون![]()
چندتاشعرهست که زیادبراش خوندم وقتی میخوام دوباره براش بخونم اونم باهام میخونه مثلا شعرتوپه قلقلی ویه پسردارم شاه نداره و...![]()


بدون عنوان
