24ماهگی
دیشب رفتیم خونه عمه شوهری.مرداورق بازی میکردن امیرعلی هم عاشق کارت وورق
ولی بچم هرچی زورزدبهش ندادن
آخرشب که اومدیم خونه دوچرخه کوچولواسباب بازیشوسوارشدگفت:برم خونه محسن(پسرعمه بابایی)کارتابگیرم اوخت(اونوقت) زودی بیام
اینم عکس چرخ بیچاره که امیرعلی میخوادباهاش بره

امروزهی به باباش میگفت بابابرام موبایل بیار(کلیپ موبایل)باباشم داشت فیلم میدیدگفت بذاربعدا.امیرعلی هم رفت اتاقشوبرگشت گفت:بابالفطا(لطفا)موبایل بیار
اینم چندتاعکس





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


24ماهگی
