امیرعلی نفس مامان وبابا

توکه ازجون منی همه جونم مال تو.

شیطونم

دیروزپسرم اولین آرزوشوبازگوکرد:گفت مامان دلم میخوادپروازکنم نمیدونم این حرفش ازکجاسرچشمه گرفته ولی خیلی قشنگ وازته دلش گفت امیرعلی بردم حمام قبل ازآبکشش گفتم صبرکن لیفتوبشورم بعدآبکشت کنم اولش چیزی نگفت یه دفعه دیدم شروع کرددادزدن گفت:بدولرزکردم صبح خوروشت ریختم توزودپزوقتی آبش جوش میادسوت میزنه همین که صدای سوتش دراومدگفت پاشوپاشوغذات سوخت همش سواراین چرخ کوچولومیشه میگه خبافظ(خداحافظ)من دارم میرم مدرسه ...
30 دی 1391

شیرین زبون

دندونهای امیرعلی به نوزده تارسیده یه دونه دیگه مونده تادندوناش کامل بشه یه عالمه شعرهای خوشگل بلده که همشوخودش کامل میخونه مثله:یه توپ دارم قلقلیه-پسرباباقشنگه-گنجشکک اشی مشی-نی نی شده یه ساله-بهاربهاره-آقاپلیسه و... صلوات روهم کامل میفرسته تاعدد10 هم میشماره   تلفن که زنگ میخوره وقتی تلفنم تموم میشه میگه مامان کی بود؟چی گفت؟ وقتی خوراکی میخوادمیادالکی میگه مامان بله صدام کردی یه مدتی بودسی دی خاله ستاره براش میذاشتم یکی ازآهنگاش اسمش شب یلداست که پسره توش هندونه زیادمیخوره دلش دردمیگیره چندروزی بودصبح که ازخواب بیدارمیشدمیگفت مامان دلم آی دلم همچینم دست میذاشت رودلش که میخواستم ببرمش دکتربعدبهش گفتم وقتی میگ...
18 دی 1391
1