امیرعلی نفس مامان وبابا

تهران-شهربازی

حرم شاه عبدالعظیم(ع)

اولین موتوری که امیرعلی جونم کشیده




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 21 دی 1392 | 22:45 | نویسنده : مامانی |

دوتاعکس جدیدازامیرعلی جوووووووونم




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 27 آذر 1392 | 16:04 | نویسنده : مامانی |

واااااااای نمیدونیداینجاچه هوای سررررررررررردوخشکی هست اصلابارون نزده خیلی هم ویروس ومریضی

زیادشده من که بلدنیستم ولی قدیمیامون میگن اگه یه بارون بزنه مریضی وویروس هاازبین

میرن.خداجووووووووووووون لطفابارووووووووووون

خودم الان سه هفته هست سرماخوردم هرچی هم دارومیخورم مریضیم تموم نمیشه .بخاطرهمینم هست که خیلی وقته برای گل پسرم پست نذاشتم اصلاحال وحوصله نداشتم. خوووب خداروشکرامسال هم تومحرم امام رضاماروطلبیدمشهد.من وبابایی وامیرعلی وبابابزرگ(بابای خودم)جای همتون خالی خوب بودباقطاررفتیم .اونجاهم چهارروزموندیم ازبس سردبودزیادنمیشدبیرون رفت ولی بازم خوب بود.این عکس روتوی قطارگرفتم خیلی کیفیتش خوب نشدهاین هم توباغ وحش وکیل آباداینم توی حرم امام رضا(ع)ایشالله روزی همتون بشه

 

 

 

 

 

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 27 آذر 1392 | 16:00 | نویسنده : مامانی |

امیرعلی جونم هرروزصبح که چشماتوبازمیکنی اگه پیشت نباشم کلی صدام میکنی ومیگی بیاپیشم بخواب بعدازنیم ساعت که پیشت میخوابممنتظرپامیشی میگی خوب حالانوبت سی دی گذاشتن واقعاخسته شدم ازقیافه باب اسفنجی ومک کویینناراحتروزی ده باراینارومیبینینگراندستشویی رفتنت هم که همش بازوره والتماسنگرانبااین همه اسباب بازی که داری همش حوصلت سررفته ونق میزنی وبهونه میگیریناراحتخیلی دوست داشتم آدم حوصله داری بودم وهمه کارهاتوبدون کوچکترین اعتراضی تحمل میکردمقلبولی حیف که کم طاقتم ودلم میخوادهمیشه منظم ومرتب باشی اتاقت هرروزمرتب باشه و...میدونم کارم اشتباهه ولی دارم سعی میکنم کمی بیخیال بشم اینجوری به نفع هردوتامونهقلبماچ

جدیدادیگهplay 2(پلی استیشن)هم بازی میکنینیشخند

اینم عکسای محرم امسال

دیروزمیخواستیم بریم تعزیه بابایی رفت ماشینوازپارکینگ بزنه بیرون بهم گفتی بیاتابابایی ماشینوبزنه بیرون چندتافیگورمیگیرم ازم عکس بگیرخنده

این دوتاعکسم قبل ازنمازظهرعاشوراازت گرفتم.




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 24 آبان 1392 | 16:30 | نویسنده : مامانی |

امیرعلی قشنگم امسالم نتونستم برات تولدبگیرم چون عمه بابایی فوت کردوعذادارشدیم.ولی بابابزرگ ومامان بزرگ وخاله ریحانه وخاله نازی ودایی علی برات یه کیک وچندتاکادوگرفتن.دستشون دردنکنهقلب

اینم اولین عکس3در4که برای دفترچه بیمه میخواستیم.البته این عکس کیفیت نداره چون باگوشی ازروی عکست گرفتم.

الانم که دیگه شکرخداسه سالت تموم شده وواردچهارسالگی شدیقلبهرروزم شیطون تروزورترمیشی.ماشالله زبونتم اینقدشیرین ودرازشده که اصلانمیتونم جلوتوبگیرملبخندهمین که سالمی خداروروزی صدهزززززززززززززززززززاربارشکرمیکنمقلب

توی خونه هم که دیکتاتوری.همین که من وبابایی میخوایم تلویزیون ببینیم سریع میری وبرای خودت باب اسفنجی وماشینهاو...میذاری.هرروزم که یه پازل جدیدازمون میخواینیشخند

واقعادیگه اتاقت برای اسباب بازی جانداره ولی همش میگی من حوصلم سررفته.موبایلتوبده بازی کنمناراحت

امسالم خیلیاگفتن بذارمت مهدکودک ولی نبردمت حالاکه خودم خونه ام چه کاریه.میخوام تامیخوای بخوابی وبخوری وبازی کنی تاانشالله5سالگی ببرمت مهدوبعدشم پیش دبستانیماچ




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 6 آبان 1392 | 15:57 | نویسنده : مامانی |

                            ماچعشق مامان تولدت مبارکقلب

وجودتوتنهاهدیه گرانبهایی بودکه خداوندمن رالایق آن دانست وهدیه من به تونازنین قلب مادری است که فقط برای تومیتپد.دوستت دارم پسرم.تولدت مبارک

 

امروزتولدته عزیزمامان.ولی من نتونستم برات تولدبگیرم عمه بابایی فوت کرده.همگی خیلی ناراحتیم خدابیامرزخیلی خانم خوبی بودخدارحمتش کنه.انشالله سال دیگه برات یه تولدخشگل میگیرم.خداروصدهزااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارمرتبه شکرکه یه پسرسالم بهم هدیه داده.خدایاشکرت.

این عکس روهم باونوس (دختردوستم وهمسایمون)گرفتی.امروزم زحمت کشیدن وبرای تولدت یه جفت کفش برات هدیه آوردنقلب

این عکس روهم دیروزکه همگی (فامیلای بابایی)رفته بودیم خونه بابابزرگ بابایی ازتون گرفتم

امیرعلی-هستی-یاسین




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 27 مهر 1392 | 15:27 | نویسنده : مامانی |

امان ازاین ویروس.تابستون ویروس زمستون ویروس.امیرعلیم چندشب پیش تب ولرزکردبعدش که تبش قطع شدافتادرواسهال هرچی میخوردبلافاصله دفع میکردناراحتبچم خیلی هم چاق بودواضافه وزن داشت همین یکیوکم داشتناراحتبرای اولین بارم آزمایش خون دادگریهوآزمایش ادرارومدفوع که نشان دادروده هاش عفونت شدیدداره الان دوروزه داره دارومیخوره کمی بهتره شکرخداتعداددفعات مدفوعش هم کم شدهلبخندجدی جدی آدم تابیادیه بچه روبزرگ کنه خیلی سخته مخصوصابامریضیهای الانخنثیبازهم هزاران بارشکرکه مشکل خاصی نداشت.شکر.شکر.شکرو...

امروزصبح داشتم غذادرست میکردم امیرعلی ازتواتاقش صدام زدگفت مامان سریع بیارفتم میگه چندتاعکس باحال ازم بگیرقلبهمشم میگه من بن تن هستمخیال باطل

عشق من دوست دارم گل پسرنازمقلبماچ




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 4 شهريور 1392 | 22:21 | نویسنده : مامانی |

 عکسهای سفرسه روزه مابه طبیعتقلب

قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 19 مرداد 1392 | 18:59 | نویسنده : مامانی |

عزیزمامانی اینروزاخیلی زورشدی وهمش باجیغ ودادکاراتومیخوای ببری جلومن هم که مخالف زورگفتنم خیلی اعصابم خردمیشه تاباهات راه بیامکلافه

وقتی میخوایم ازخونه بریم بیرون تابیای آماده بشی ودستشویی بری پشیمون میشم ومیشینم بعدش میای باگریه ازم میخوای بریم بیرونقهر

صبح تاچشماتوبازمیکنی میگی مامان برام سی دی ماشینی میذاری.میای پازل بچینیم.برام کتاب میخونی.میای پازل میوهای و...هرچی بزرگترمیشی بیشتروقتمومیخوای نمیدونم چراتنهایی بازی نمیکنی؟

همش دم آشپزخونه میشینی ومن تابیام کاراموبکنم هی بهونه میگیری ومیگی مامان یه چیزی.هرچی هم بهت میدم اون یه چیزی نمیشهناراحت

چندتاپازل داری که همشوخودت تنهایی میچینی ماشالله به پسرباهوشم که بادوبارچیدن یادگرفتهقلب

دیشب بهم گفتی مامان یه نی نی بیاریم اسمشوبذاریم نی نی علیخندهخندهخنده

بیشترآهنگهایی که توماشین گوش میدیم روحفظی.چندروزه پیش میخواستیم باماشین بریم بیرون یه آهنگ خارجی ازشکیراداشت میخوندباهاش همراهی میکردی برگشتم عقب نگاهت کردم دیدم بله گوشام درست شنیده من که خودم درست نمیفهمم چی میخونهخجالت

همچنان عاشق تخته فنروپارک رفتنیقلب

این کیکوخودم درست کردم که تقدیمش میکنم به آجی نازی وشوهرش برای تبریک خونشونقلب




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 15:07 | نویسنده : مامانی |

بازم اسباب کشی داشتم وامروزنتم وصل شده خیلی وقته براگل پسرم مطلب نذاشتم.ناراحت

خونه جدیدمون پشتش باغه ویه جاده خاکی که ازتوش گوسفندردمیشه.روزای اول که صدای زنگوله گوسفندامی اومدامیرعلی میگفت صدای چیه گفتن زنگوله گوسفند.حالاهمین که صداشون میادمیدوه میره بالا میگه مامان بدو(انگوله ها)اومدننیشخند

همچنان عاشق موتورهای شاسی بلندیابقول خودش موتورهای جی تی آ(gta)هست.

اینم عکس امیرعلی وونوس خانم دخترهمسایه جدیدمونه.ده دقیقه باهم بازی میکنن یه ساعت جیغ ودعوا

عشق مامانی درمسجد

فعلاازفکربچه دوم اومدم بیرون حالاکه همین عزیزم ماروبس.تابعد...




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 31 تير 1392 | 23:01 | نویسنده : مامانی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 23 صفحه بعد