امیرعلی نفس مامان وبابا
امیرعلی نفس مامان وبابا
توکه ازجون منی همه جونم مال تو.
بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
153
تاريخ : سه شنبه 2 اسفند 1390 | نویسنده : مامانی

اینم قیافه امیرعلی بعدازاینکه دندونم گرفته یاصورتموکندم ناراحت

آخه دیگه این قیافه رومیشه دعواکرد؟؟

دوباره یه دندون دیگه هم درآورده(چهارتادندون آسیابی تقریباتویه هفته)

تواین عکسم یکی ازدندونای آسیابیش پیداست




بازدید : 1 مرتبه | موضوع :
152
تاريخ : يکشنبه 30 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

اميرعلي جونم يه دندون ديگه هم درآوردالان کلا11تادندون خوشگل داره هشت تاجلو(چهارتابالاچهارتاپايين)دوتاآسيابي بالاوپايين سمت راست يه آسيابي هم بالاسمت چپ

روآهنگهاي تندهم تکنوميزنه(ميگيم تکنوبزن تندتندجلووعقب ميکنه)

روشکم باباش ميشينه ميگه پيتو پيتو وميره بالاوپايينخنده




بازدید : 1 مرتبه | موضوع :
151
تاريخ : پنجشنبه 27 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

اميرعلي جونم امروزشانزده ماهگيش تموم شدورفت توهفده ماهگي.انشالله هميشه سالم وخوشحال باشي جيگرکم

 

گل پسرمامان اينروزاخيليييييييي اذيت ميکنه واقعاديگه داره ازديوارم بالاميره همشم باهام لجبازي ميکني مثلاچون بهش گفتم جيغ نزن هي صدام ميزنه وقتي که جوابشوميدم يه جيغ بنفش ميکشه وميخندهعاشق چوب شوره همين که حوصلش سرميره ياميريم خريدميگه مامان چوبا چوبا

اينم عکسهاي امروزش که اون عکس پاييني رفتم توآشپزخانه وبرگشتم ديدم خودش که رفته رومبل هيچي اسباب بازيشم برده وداره ازاون بالاميريزه پايينهردفعه اي هم تلفن پشت سرشوبرميداشت ويه تعريفايي هم ميکردودوباره ميذاشت سرجاش.

خدابه خيرکنه

 




بازدید : 4 مرتبه | موضوع :
150
تاريخ : سه شنبه 25 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

اينم عکسهاي اميرعلي خونه خاله نازي

يه گربه توحياط ديدجاروبرداشت که باجاروگربه روبزنهچشمک

بعدشم که گربه رفت کلي حياط وبراخالش جاروکرد

 




بازدید : 8 مرتبه | موضوع :
149
تاريخ : سه شنبه 25 بهمن 1390 | نویسنده : مامانی

بالاخره اسباب کشيمونم تموم شدوجاگيرشديم ولي خداييش بابچه اسباب کشي خيلي سخته تامي اومدم جمع وجورکنم ياگشنه بودياتشنه بودياخوابش مياومدخلاصه دوهفته دستم به جمع وجورکردن بوداميرعلي جونمم وقتي وسايلوآورده بوديم پاش گيرکردبه قالي لوله شده وباصورت اومدروزمين وازدهنش کلي خون اومدکه کلي ناراحتمون کرد

اميرعلي جونم دوتادندون ازدندوناي آسيابيش دراومديکي ژايين سمت راست ويکي هم بالاسمت چپمبارکت باشه عزيزمامان

يک هفته قبل ازاسباب کشي هم رفتيم تهران خونه خاله نازي کلي خوش گذشت اميرعلي هم يه عالمه براخالش خرابکاري کرداينم عکسش توحياط خونه خاله نازي

عزيزمامان تقريباديگه بيشترکلمه هاروميگه

دورخودش ميچرخه وکله معلق ميزنه بعدشم واميسته وبراي خودش دست ميزنه

خيلي هم لجبازشده دقيقا همون کاريوکه ميگم نکن هزاربارتکرارش ميکنه

خيلي هم مهربونه عسلکم روزهاوسط بازيش ميادبغلم ميکنه يابوسم ميکنه

توی کارهای خونه هم به مامانیش کمک میکنه سفره میندازه-دستمال میکشه و...

باباشم که شباازدرمیادتوتمیرعلی کفشاشوبرمیداره چسبشوبازمیکنه ومیگه بابادد دد

اينم جديدترين عکسش که ديروزازش گرفتم

شب جمعه هم رفتیم عقددخترخاله مریم جونی ماشالله خیلییییییییی خوشگل شده بودانشالله خوشبخت بشن




بازدید : 5 مرتبه | موضوع :
148
تاريخ : جمعه 30 دی 1390 | نویسنده : مامانی

چندروزپیش یه حساب بانکی برای پسرم بازکردم(مسکن جوانان)که بایدماهیانه موجودیشوافزایش بدم.انشالله وقتی بزرگ شدبدردش بخوره




بازدید : 20 مرتبه | موضوع :
147
تاريخ : چهارشنبه 28 دی 1390 | نویسنده : مامانی

امیرعلی گلم بایدمامانیوببخشی که دوربه دوربه وبلاگت سرمیزنم آخه قراره اسباب کشی کنیم دارم جمع وجورمیکنم زیادوقت ندارمچشمک

پسرگلم وارد16ماهگیش شدمبارکت باشه عزیزمقلب

عزیزمامان یک هفته هست که سرماخورده وتب داشت لثه هاشم خیلیییی ورم کرده وقرمزشده فکرکنم میخواددندون درآره ولی کی خدامیدونه چون الان نزدیک دوسه هفته میشه که لثه هاش اینجوریهناراحتانشالله سرماخوردگیشم زودی خوب بشه

امیرعلی دعاکردنم یادگرفته دستای نازوکوچولوشومیبره روبه آسمون وخداروشکرمیکنهماچ




بازدید : 14 مرتبه | موضوع :
146
تاريخ : چهارشنبه 28 دی 1390 | نویسنده : مامانی

موهای گل پسری بلندشده بودمنم دوباره چندروزی بورهمین که به موهاش نگاه میکردم تب ولرزآرایشگاه بردنشوگریه های سرسام آورش می اومدسراغم. دیشب به بابامحمدگفتم موهاشوخودش ماشین کنه که خداروشکرقبول کرد(امیرعلی که گریه میکنه دلش طاقت نمیاره)وگل پسروکچلش کردیم یه کمم گریه کردولی خداروشکربه خوبی وخوشی تموم شدولی دیشب وامروزبه باباییش کم محلی میکردوهی دست میذاشت روسرش ومیگفت بوواینم عکسش

 

 

 

اینم عکس امیرعلی وآرمان(پسرداییم)که دوپشته سوارسه چرخه شدن بالاخره بایدیه جوری دوتاشونوراضی میکردیم

 

 

 

دوتاکلمه دیگه هم به واژه نامه امیرعلی اضافه شده:هاپو=آپو               آجی=آجا

لباساشوکه عوض میکنم خودش لباس کثیفاشوبرمیداره ومیره میذاره توحمام یابقول خودش امام

 




بازدید : 21 مرتبه | موضوع :
145
تاريخ : چهارشنبه 7 دی 1390 | نویسنده : مامانی

دیروزدیدم از15ماهگی امیرعلی عکس نگرفتم همین که رفتم دوربینوآوردم امیرعلی هم سریع یه شلواری انداخت رو شونش وهی خودشوکج وراست میکردمثلامیخواست فیگوربگیره شلواره هم مثلاازاین خزهاهست که توآتلیه میندازن روشونشونلبخنداینم فیگورهاش

 

 

اینروزاهم عاشق ماشین بازی وتوپ بازی شده ماشینشوبرمیداره وهی دورخودش میچرخه وبازی میکنه.خیلی هم حسودوگداشده پسرای همسایمون که میان اینجااگه وسایلشوبردارن فوری میدوه ازشون میگیره بعدشم یه دونه میزنه پس گردنشونلبخند

 

اینم بازی جدید2012که امیرعلی اختراع کرده یه پشه کش برمیداره ویه شلواریابلوزی بهش آویزون میکنه وهی توهواتکونش میدهچشمک

 




بازدید : 19 مرتبه | موضوع :
144
تاريخ : سه شنبه 29 آذر 1390 | نویسنده : مامانی

کلمه هایی که امیرعلی جون به زبون خودش میگه

اسباب بازی=ابازی                    

کتاب=تتاب 

جوراب=جوجاب

تاب=تابو

آب=آبو

حمام=امام

نی نی=نانا         

          




بازدید : 19 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 16 صفحه بعد